الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
527
علل الشرايع ( فارسي )
آن مرد عرضه داشت : خير . حضرت فرمودند : زيرا شخص با شرب خمر در حالتى قرار مىگيرد كه نه خداى تعالى را مىشناسد و نه مىداند كه خالقش كيست . باب دويست و بيست و ششم سرّ حلال بودن آنچه از مطعومات و مشروبات كه به ثلث بر مىگردند حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از محمّد بن يحيى عطَّار از سهل بن زياد از حسن بن محبوب ، از خالد بن حريز از ابى الربيع الشامى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : هنگامى كه حضرت آدم عليه السّلام از بهشت به زمين فرود آورده شد ميل نمود كه از ميوه هاى بهشتى بخورد از اين رو خداوند تبارك و تعالى دو شاخه انگور از بهشت بر او فرستاد ، آدم عليه السّلام اين دو شاخه را كاشت و وقتى برگ و ميوه آورده و به حدّ خوردن رسيدند ، ابليس آمد و دور آنها را ديوارى كشيد . حضرت آدم عليه السّلام به او فرمود : اى ملعون تو را چه مىشود كه چنين مىكنى ؟ ابليس گفت : اين دو درخت مال من مىباشد . آدم فرمود : دروغ مىگويى ، بالاخره با هم تراضى كردند كه هر چه روح القدس حكم كند به آن خشنود باشند وقتى نزد او رفتند آدم داستان را براى او گفت ، روح القدس مقدارى آتش برداشت و روى دو درخت پاشيد شاخه هاى دو درخت شعله ور گرديد به حدّى كه آدم بيمناك شد كه چيزى باقى نمانده و تمام بسوزند چنانچه ابليس نيز همين تصوّر را نمود . امام عليه السّلام فرمودند : آتش به آن جا كه بايد برسد رسيد و دو ثلث از آن دو درخت را سوزاند و يك ثلث باقى ماند روح القدس به آدم گفت : آنچه سوخته از بين رفته حظَّ و بهره ابليس بوده و آنچه باقى مانده بهره تو است . حديث ( 2 ) احمد بن زياد بن جعفر همدانى رضى الله عنه از على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش از اسماعيل بن مرار ، از يونس بن عبد الرحمن ، از علاء ، از محمّد بن مسلَّم ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : پدرم عليه السّلام مىفرمودند : هنگامى كه جناب نوح عليه السّلام مأمور شد به كاشتن درخت انگور